تبليغاتX
واست می میرم
واست می میرم
واست می میرم
فالخند متولدين آذرماه
علامت طالع‌بيني متولدين ماه آذر قوس يا همان كمان است. اگر داشتيد كنار يك دره براي خودتان راه مي‌رفتيد و به يكباره احساس كرديد كه دستي به پشت شما اصابت كرد به طوري كه به داخل دره پرت شديد، در همان مسير بين زمين و آسمان با موبايل با يكي از اعضاي خانواده‌تان تماس گرفته و بگوييد كه از فرد مربوطه به دليل قتل شما شكايت نكنند چرا كه قاتل شما يك آذري بوده و با آن حركت مي‌خواسته به شما بگويد كه چقدر اين بلوز يقه اسكي به شما مي‌آيد! اغلب آذري‌ها معمولاً در طول روز به طور متوسط هفت يا هشت بار داخل جوي آب، چاله و سوراخ مي‌افتند و دليلش هم اينكه آنها در موقع راه رفتن قاطعانه به طرف جلو گام برداشته و سرشان را بالا نگه مي‌دارند.
طرز صحبت كردن متولدين آذر اگر خارجي نباشند فارسي است! منتهي از زبان فارسي فقط كلماتي را كه به رك‌گويي و صراحت منتهي مي‌شود بلدند. لازم به ذكر است كه هنوز مشخص نشده كه آذري‌ها در محاوراتي كه به رك‌گويي و صراحت منتهي نمي‌شود با چه زباني صحبت مي‌كنند. اگر تاريخ احزاب چريكي را مرور بكنيد متوجه مي‌شويد كه اغلب احزابي كه به سرعت توسط ماموران امنيتي متلاشي شدند به دليل حضور زياد متولدين اين ماه در آن حزب بوده زيرا آذري‌ها خيلي رازدار نيستند و آن چيزي كه در ذهنشان مي‌گذرد فوراً به زبان مي‌آورند.
از افراد شاخص متولد اين ماه مي‌توان به آرش كمانگير، زورو و رستم اشاره كرد البته همان‌طور كه مي‌دانيد اين دو مورد آخر با شمشير مبارزه مي‌كردند نه كمان. دليلش هم اين است كه اينها در دوره زمين‌شناسي سوم خلق شده‌اند و در اين دوره شمشير ابزار مدرن و كمان ابزار سنتي محسوب مي‌شده است!

 

 

مرد متولد آذر

نمي‌خواهيم شما را نسبت به اين مرد نااميد كنيم ولي حقيقت اين است كه مرد متولد آذر عادتهاي عجيب و غريبي دارد. مثلاً ممكن است بعد از ازدواج با شما به اين مقوله عادت كرده و چندين بار ديگر هم ازدواج بكند! و يا به دليل اينكه به كار كردن در نيمه‌هاي شب عادت دارد كف اتاقش را كه سقف همسايه طبقه پايين محسوب مي‌شود به وسيله كلنگ خراب كرده و همان موقع از نو سراميك بكند. مرد متولد آذر بسيار بلندپرواز است به طوري كه ممكن است برود روي كوه دماوند و خودش را رها كرده و پرواز بكند! سعي كنيد هيچ وقت عاشق يك مرد آذري نشويد زيرا اگر منزل شما در حوالي كوه دماوند باشد او حتي حاضر نيست براي ديدن شما با ماشين هم به آنجا بيايد چه برسد به اينكه بخواهد كوه دماوند را با تيشه فرهاد خراب كند و خودش را به شما برساند.
اگر اصرار به ازدواج با مرد آذرماهي داريد سعي كنيد با يك مرد آذري خارجي ازدواج كنيد. دليلش اين است كه مرد آذري خارجي به شدت شيفته ورزش فوتبال است و دوست دارد براي رفتن به استاديوم شما هم همراه او باشيد و از آنجايي كه در ايران حضور زنها در استاديوم ممنوع است اين ممنوعيت در درازمدت زندگي شما را سرد خواهد كرد.

زنهاي متولد آذر

زنهاي متولد آذر از اتفاقات بيرون از خانواده بيشتر از اتفاقات درون خانواده اطلاع دارند. مثلاً ممكن است زن متولد آذر به خواهرش كه براي شام به خانه آنها آمده بگويد: پس چرا شوهرت را نياوردي و اين در حالي است كه خواهر او مدتي است با شوهرش متاركه كرده است! يك زن آذري را مي‌شناسم كه بعدازظهر يك روز زنگ زده بود به شوهرش و گفته بود: عزيزم شب مهمان داريم لطفاً ميوه فراموشت نشود و شوهرش جواب داده بود: لطفاً بگو كه بابا جانت براي ميوه بخرد، چون ما شش ماه است كه از هم جدا شده‌ايم!
اگر مي‌خواهيد با يك زن آذري ازدواج كنيد، از همان صبح علي‌الطلوع روز خواستگاري برويد و روزي پنج دقيقه ورزش بكنيد زيرا زن آذري شما از دو چيز بيزار است اول مرد و دوم مرد ضعيف. البته در نظر داشته باشيد كه بيشتر از پنج دقيقه هم ورزش نكنيد زيرا اگر شما به‌عنوان شوهر او در برنامه قوي‌ترين مردان ايران هم مقام اول را كسب بكنيد ولي در مقابل غذاي شور اعتراض نكنيد، او اين عدم اعتراض شما را ضعفي عميق تلقي كرده و طلاقش را مي‌گيرد. از ويژگيهاي ديگر زن متولد آذر شلختگي اوست. در توضيح شلختگي زنهاي اين ماه همين قدر كافيست كه بدانيد آنها معمولاً ظرفهاي كثيف را در يخچال و باقي‌مانده غذا را در آشپزخانه مي‌گذارند! اگر يك زن آذري به شما گفت كه عاشقتان شده همان الساعه غش نكنيد زيرا عشق اين زنها مثل گل لاله عباسي است و فقط شبها باز مي‌شود و روز بعد كه بسته شد ديگر براي هميشه بسته مي‌ماند.


بيماريهاي متولد آذر

شايع‌ترين بيماريها در نزد متولدين آذر بيماري پرحرفي است. آذريها معمولاً از سخت‌ترين سرطانها جان سالم به در مي‌برند و سكته پنجم هم نمي‌تواند آنها را از پا دربياورد ولي در اثر بيماري پرحرفي دهانشان كف كرده، نفس كم مي‌آورند و از دنيا مي‌روند. يكي ديگر از بيماريهايي كه به صورت ويروس در هوا پخش مي‌شود و بيشتر آذري‌ها را مبتلا مي‌كند بيماري بدقولي است. آنها آن قدر بدقولي مي‌كنند كه بالاخره فرد ايستاده در سر قرار كلافه شده و با يك تكه چوب مي‌زند توي سر آنها به طوري كه همان لحظه ضربه مغزي شده و از دنيا مي‌روند!


همه روز به جز ايام كاري

پيام‌نگاري برايمان رسيده كه در آن مردي گفته كه يك زن آذري به ما زنگ مي‌زند و مي‌گويد: الهي پرپر بشوم و بريزم كنار پاهايت و قطع مي‌كند. دوباره زنگ مي‌‌زند و مي‌گويد: الهي برايت بميرم. دفعه بعد زنگ مي‌زند و مي‌گويد: من كم خوراك شده‌ام آيا اينها علامت عشق نيست؟ و يك بار هم زنگ مي‌زند و مي‌گويد: من عاشق تو شده‌ام. حالا سؤال من اين است: چه كار كنم كه من هم عاشقش بشوم؟ پاسخ ما به شما اين است كه او چون يك زن آذري است بيشتر از دو يا سه روز نمي‌تواند عاشق شما باقي بماند. اما اگر ديديد كه سريش شده و قصد ندارد كه دست از سر شما بردارد، آن وقت يك سوسك را درون يك قوطي بگذاريد، كادو بكنيد و به او هديه بدهيد زيرا زنان متولد آذر علاوه بر اينكه مثل ساير زنها با ديدن سوسك جيغ مي‌كشند به دليل تنفرشان از حيوانات از شما هم متنفر شده و مي‌روند پي كارشان

 

مشخصات کلي متولدين آذر ماه :

خوش بين ، عاشق واقعي و صادق! رک بودن اين افراد ممکن است هميشه باعث دردسر شود. مبالغه زياد مي کند در مورد همه چيز! قابل اعتماد، خودخواه ... او قادر است به اهداف خود صبورانه و با تلاش دست يابد و از هر فرصت نهايت استفاده را مي برد.گاهي اوقات لجوج و سرسخت ،حرکاتش بسيار سريع و ناآرام و با ژستهاي پرتحرک، شديد و نيرومند مي باشد اما چندان لطيف و باوقار نيست. متولد آذر پرانرژي و خستگي ناپذير است. کمتر استراحت ميکند و از نشستن در يک گوشه متنفر است. اهل تفکر و مطالعه نيست.بسيار باهوش و سريع الانتقال است.او هميشه بدون تشخيص حقيقت ، از پيش درباره ديگران قضاوت مي کند . چنان سريع و بي توجه راه مي رود که اطرافش را نمي بيند و چه هنگام راه رفتن و چه هنگام رانندگي بنظر ميرسد که شکاري را تعقيب ميکند و از ديگر مسائل جهان فارغ است.يک فرق اساسي بين صراحت و رک گويي متولد آبان و بي فکري و بي توجهي متولد آذر وجود دارد. متولد آبان با علم به آنچه ميگويد و تأثير آن بر ديگران حقيقت را بر زبان مي آورد و حاضر به تغيير رويه اش نيست. اما آذر از آنچه ميگويد و تأثيرش بر ديگران بي اطلاع است.

مرد متولد آذرماه :

صادق و راستگو، دمدمي مزاج، در عشق کم اعتنا و طرفدار تنوع و مسافرت. صاحب بزرگترين کلکسيون دوست و آشنا ، که اغلب دوستان واقعي او هستند .کساني که از رک گويي او آزرده ميشوند چند روزي با او بد مي شوند اما پس از مدتي پي مي برند که او هيچ گونه قصد و غرضي در اين مورد نداشته است . بلندپروازي مرد متولد آذر ممکن است باعث شکست مالي و روحي او بشود. ولي خوشبختانه خوش شانسي اش به موقع به داد او مي رسد. مرد متولد آذر از زناني که روحيه اي بانشاط ندارند ، معاشرتي نيستند و مانند کنه به او مي چسبند ، خوشش نمي آيد.

زن متولد آذر :

بسيار رک گو و بدون هيچ منطقي خوش بين هستند. اين زن احتمالأ علاقه زيادي به استقلال دارد و بيشتر مايل است تنها زندگي کند و متولدين اين ماه ، اعم از زن و مرد به خانواده خود وابستگي ندارند. شايد به همين دليل زياد مسافرت مي کنند و وقت کمي را با خانواده خود مي گذرانند. آنها هميشه با بي تابي در حرکت هستند .هيچ وقت به او دستور ندهيد در عوض خواسته خود را در غالب تمنا بيان نمائيد.خانه داري جزء استعدادهاي طبيعي او نيست!! اساسأ از اين قبيل کارها بيزار است.و بالاخره اين زن بسيار آرمانگراست.

ازدواج :

متولدين آذر تنها با متولدين دي ازدواج خوبي نخواهند داشت.
متولدين آذر ماه با متولدين ساير ماهها زندگي خوبي را تجربه خواهند کرد
.

            

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 ساعت 8:19 |

چه قدر سخته

 

چه قدر سخته توی چشمای کسی که نگاه کنی که تمام مهرت رو ازت دزدیده

 

 و به جاش یه زخم همیشگی به قلب تو هدیه داده

 

 .و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز دوستش داری

 

چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی

 

 . که یه بار زیر اوار غرورش همه وجودت له شده

 

چه قدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی

 

...اما وقتی دیدیش هیچ جز سلام نتونی بگی

 

 .چه قدر سخته گل ارزوهاتو تو ی باغ دیگه ای ببینی

 

: و هزار بار تو خودت بشکنی و اروم زیر لبت بگی

 

...گل من باغچه نو مبارک


 

چي ميشد گر دل اشفته ي من به شهر چشماي تو عادت نميكرد


      پرستوي نگاهت ناگهان از دل اشفته من هجرت نميكرد


      چه ميشد اولين روزه جدايي برايم تا قيامت شب نميشد


      وجود پاك و سرشار از اميدم گرفتار سكوت شب نميشد


      چه ميشد ميتوانستم برايت غزل هاي بگويم عاشقانه


      و يا در اخريم مصرع شعرم بگيرم از وجودت يك نشانه


      چه ميشد زير باران نگاهت , گل نيلوفري را ديده بودم


      و يا از باغ همسايه شبانه گل مريم برايت چيده بودم


      چي ميشد زير سقف نيلي شب كنارم عاشقانه مينشستي


      نميگفتي


      مسافر هستي


      امشب تو بغض خسته ام را ميشكستي


دلم تنگ است

 

نمی دانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی

 

پریشان حالم و بی تاب ...می گریم

 

و قلبم بی امان محتاج مهر توست

 

نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من

 

به دنبال تو همچون کودکی هستم و

 

معصومانه می جویم پناه شانه هایت را

 

که شاید اندکی آرام گیرد دل

 

.....دلم تنگ است و تنهایی به لب می آورد جانم

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 ساعت 7:16 |

زن و مرد

 

1- برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است.

2- با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون می رن و لباس های گرون قیمت می خرن.

3- با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن.

4- با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن.

5- با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه.

6- با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی  انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید.

7- با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید،ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین ...حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی نــــــاقلا..)

 

1. the most important thing for a woman is financial security.

2. Although this is so important, they still go out and buy expensive
Clothes.
3. Although they always buy expensive clothes, they never have something To wear.

4. Although they never have something to wear, they always dress
Beautifully.

5. Although they always dress beautifully, their clothes are always just "An old rag".

6. Although their clothes are always "just an old rag", they still
Expect you to compliment them.

7. Although they expect you to compliment them, when you do, they don't Believe you

 

1- تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند

2- در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند،ولی در هر صورت وقت  واسه خانوم ها دارند.

3- در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو  به حساب نمی آرن.

4- در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست.

5- در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانس‌شون رو  روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن.


6-
در حالی که شانس شونو روی بقیه خانوم ها امتحان می کنن،ولی دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه.

7- در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی  بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه)

1. All men are extremely busy.
 
2. Although they are so busy, they still have time for women.

3. Although they have time for women, they don't really care for them.

4. Although they don't really care for them, they always have one
Around.

5. Although they always have one around them, they always try their Luck with others.

6. Although they try their luck with others, they get really pissed off If the women leaves them.

7. Although the women leaves them they still don't learn from their
Mistakes and still try their luck with others

 

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 ساعت 7:7 |

نفرين محسن چاوشي :

جديد ترين نفرين از محسن چاوشي :

 الهي تو بميري من نميرم....سر قبرت بيام پارتي بگيرم...

الهي سرخك و اوريون بگيري....تب مالت و بلاي جون بگيري...

.الهي از سرت تا پات فلج شه .... كمرت بشكنه دستت قلم شه ....

الهي حصبه و ام اس بگيري....سر راه بيمارستان بميري.....

الهي كور بشي چشمات نبينه....بميري گم بشي حقت همينه.....

  الهي آسم نوع آ بگيري ....هنوز كه زنده اي پس كي ميميري؟...


جديدترين ضرب المثل چيني مي گويد: يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،

از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد،

آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالي خواهد مرد


شما طبق قانون 28 ماده ی 5 قوانین دوستی به حبس ابد در قلب من محکوم شدید،

اعتراضی دارید؟


 قد 1000 تا قابلمه .. با هر چي لب تو عالمه ..

 ميبوسمت قبل همه .. به شرطي که بهم بگي : دوست دارم يه عالم


 صداي تو چون صداي آبشار است نگاهت چون نگاه خورشيدو قدت به سان سروي بلند  خودمونيم هيچيت به آدمي زاد نمي خوره


اگرقرارباشد من هم مثل ژول ورن دوردنيارادرهشتادروز بچرخم،ترجيح ميدهم دورتوبچرخم،چون تودنياي مني


از اونجا که نسل دایناسور 2میلیون سال پیش منقرض شده پس نتیجه می گیریم :

 دنیا دیگه مثل تو نداره ........نه داره نه می تونه بیاره


  ای که پا گذاشتی رو عشق من . ای که در را بستی به روی من .

 در رو باز کن دستم مونده لای در


  يادش به خير وقتی به دنيا امدم اونقدر شوکه شدم که

 تا دوساعت گريه ميکردم و تا دو سال نتونستم حرف بزنم

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 17:10 |

آذر
                                            متولدين آذر ماه 

                           خورشيد در صورت فلكي جدي 

                           در سيطره سياره زحل 

                            سياره قدرت  

                            عنصر فعال :خاك  

                        رنگ مورد علاقه:خاكستري و سبز تيره_قهوه اي

                            سنگ:فيروزه 

                            فلز:سرب 

                           وظيفه شناس و قابل اعتماد در تمامي پيچ و خم هاي زندگي.

                          در زمينه هاي كاري به ندرت دچار خستگي شده و براي دستيابي به خواسته هايتان پشتكار

                         بسياري از خود نشان مي دهيد .

                        در زمان نياز حتي مي توانيد بدون هيچ گونه هراسي نوع خاصي از نظم و هماهنگي را در

                         زندگيتان خلق كنيد كه شما را به سوي غايت عالي زندگيتان هدايت كند.

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 17:8 |

عشق
در جزيره اي تمامي حواس زندگي مي كردند شادي  غم غرور عشق و...

                     روزي خبر رسيد كه بزودي جزيره به زير آب خواهد رفت . همه ساكنين جزيره

                      قايق هايشان را آماده و جزيره را ترك كردند . اما عشق مي خواست تا آخرين

                     لحظه بماند چون او عاشق جزيره بود . وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت

                      عشق از  غرور كه با يك قايق زيبا راهي مكان امني بود كمك خواست .

                    غرور گفت:" نه من نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و كثيف

                     شده و قايق زيباي مرا كثيف خواهي كرد ." غم در نزديكي عشق بود پس عشق

                     به او گفت:" اجازه بده تا من با تو بيايم ." غم با صداي حزن آلود گفت :"آه عشق

                     من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تنها باشم" عشق اين بار به سراغ شادي رفت و

                     او را صدا زد . اما او آنقدر غرق شادي و هيجان بود كه حتي صداي عشق را

                     نشنيد. آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود كه 

                     ناگهان صداي سالخورده اي گفت "بيا عشق من تو را خواهم برد ." عشق آنقدر

                    خوشحال شده بود كه حتي فراموش كرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را

                      داخل قايق انداخت و جزيره را ترك كرد .

                         وقتي به خشكي رسيد پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد كسي كه جانش

                        را نجات داده چقدر بر گردنش حق دارد . عشق نزد عالمي كه مشغول حل مساله اي روي

                         شنهاي ساحل  بود رفت و از او پرسيد :"آن پيرمرد كه بود ؟" عالم پاسخ داد :"زمان" عشق

                          با تعجب گفت :"زمان؟" اما چرا او به من كمك كرد؟!!!" عالم لبخند خردمندانه اي زد و گفت :

"تنها زمان قادر به درك عظمت عشق است ."

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 17:7 |

احمد شاملو

يكي بود، يكي نبود ،زير گنبد كبود،لخت و عور غروب، پريا هديه ي را برامون به ارمغان آوردند كه تا قرنها خواهد درخشيد .

نمي دونم مطلع بالا توانست يادتون بندازه مي خواهم از چه كسي بگم؟

آره توي يه تنگ غروب يا شايدم صبح سحر سرد بيست و يكمين روز آذرماه 1304 احمد شاملو بدنيا آمد.

سفر، فرهنگ هاي گوناگون، عشق، استقامت، مبارزه، شجاعت پايه گذار زندگي سراسر شور او شد.

.ازدواج با عشق و بدون عشق را تجربه كرد

.آيدا را در آئينه ديد و ادبيات را با عشق آذين بست و شاهكار خلق كرد

.شعر، قصه، نمايش نامه، ترجمه و سخنراني هايي كه از دل بر آمد و بر جان نشست

.زجر دوري از وطن و حبس و فرار را براي ادب به جان خريد

.افتخار جهاني به ارمغان آورد

با بيماري جنگيد، اما باز زور روزگار چربيد...

و در غروب دوم مرداد 1379 بوسه بر كاكل خورشيد زد و رفت

 

پريا گريه مي كردن زار و زار

مثه ابراي بهار گريه مي كردن پريا

پريا گشنه تونه؟

پريا تشنه تونه؟

پريا خسته شديد؟

مرغ پر بسته شديد؟

چيه اين هاي هايتون؟گريه تون واي وايتون؟

:و پريا اين بار گفتند

!امشب تو شهر چراغون نيست

!خونه ي ديبا داغون نيست

هر كي باهاش كار داره......پريا گريه مي كردن زار و زار

 

.اينجا كرج ، امام زاده طاهر، قطعه هنرمندان است

همه در يك رديف خوابيده اند و به ياد مي آوري آنهايي را كه رفتند ولي هنوز جاودانه اند اما با سنگ قبري خرد شده با ضربات ديلم و امضاي تكه تكه شده. اين بود حق او؟

:بازم مي گم

:يكي بود يكي نبود،جز خدا هيچ كي نبود

بالا رفتيم دوغ بود قصه ي بي بي ام دروغ بود

پايين اومديم ماست بود قصه ي ما راست بود

دفترهاي شعر استاد: هواي تازه، باغ آئينه، آيدا در آئينه،ققنوس در باران، مرثيه هاي خاك، ابراهيم در آتش، هوا و آئينه ها،دشنه در ديس، مدايح بي صله و چندين شعر دفتر ديگر

كتاب هاي ترجمه شده توسط استاد:طلا در لجن، پسران مردي كه قلبش از سنگ بود، زنگار يا خزه، نمايش نانه ي درخت سيزدهم، پا برهنه ها، شاهكار شولوخف دن آرام، قدرت و افتخار،

مرگ كسب و كار من است، سربازي از يك دوران فراموش شده، گيل گمش، ناميش نامه عروس خون نوشته فدريكو گارسيا لوركا كه اشعاري از او هم به صورت صوتي وجود داره.

آثار بخش كودكان: خروس زري پيرهن پري، روباه پير و زاغي بي تدبير، اشك تمساح، هفت كلاغون، دماغ، دست به دست و جاودانه اثر انتوان دوسنت اگزوپري شازده كوچولو يا مسافر كوچولو و....

و ده ها سخنراني، شب شعر در بزرگ ترين و معتبر ترين محافل ادبي و علمي دنيا به همراه اشعار خود استاد به همراه اشعار حافظ و مولوي و هم چنين رباعيات خيام به صورت صوتي و تصويري وجود داره. و كتاب مشكل آفرين زندگي شاملو به نام قصه كوچه و چندين و چند داستان و شاهكار ديگر....

.ياد و خاطره شاملو زنده و شعر ها و داستان هايش ورد زبان ها

روحش شاد

يادش جاويد
|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 17:4 |

نامه ی عاشقانه

 باور كنيد اين نامه عاشقانه است:

علاقه و محبت شديدی كه در گذشته به تو ابراز می كردم

دروغ بود افسانه بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو

روز به روز شديدتر می شد و هرچه بيشتر تو را می شناسم

به دورويی تو بيشتر پی می برم و

اين احساس در قلبم جای می گيرد كه بالاخره بايد

از هم جدا شويم و ديگر به هيچ وجه حاضر نيستم

روزی شريك زندگی تو باشم و اگر چه عمر دوستی ما كوتاه بود ولی من

در همين مدت كوتاه توانستم به طبيعت فرومايه و هوسهای زشت تو پی ببرم و

اين را دانستم

اين لجاجت و تندخويی تو را بدبخت خواهد كرد

اگر دوستی ما از سر بگيرد تمام عمر

را با پشيمانی خواهم گريست و حالا ديگر جدا از هم

خوشبخت خواهيم بود ,و حالا لازم است كه بگويم

اين موضوع را هیچ وقت فراموش مكن و مطمئن باش

اين نامه را سرسری نمی نويسم و چقدر ناراحت كننده است كه اگر

باز بخواهم در صدد دوستی تو باشم . بنابراين از تو می خواهم

جواب نامه مرا ندهی چون نامه های تو سراسر

دروغ و تظاهربه

محبت بود و تصميم گرفته ام برای هميشه

تو را فراموش كنم چون به هيچ وجه نمی توانم

خودم را راضی كنم و دوستت داشته باشم .            

يك بار ديگر نامه را يك خط در ميان بخوانيد

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در شنبه هجدهم آذر 1385 ساعت 11:48 |

  آنچه کرم ابریشم پایان دنیا می پندارد در نظر پروانه آغاز زندگی است