تبليغاتX
واست می میرم
واست می میرم
واست می میرم
چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگ هام

سلام

امروز از صمیم قلب نمی خواستم برم دانشگاه حوصله ی کلاس های خسته کننده رو نداشتم  ولی رفتم . دکتر آزمندیان می گه اگر چیزی رو با انگیزه ی قوی بخوای حتما بهش می رسی انگیزه ی من هم برای کلاس نرفتن  بیش از حد قوی بود استاد نیمد

و بهتر از اون اینکه فردا هم دیگه امتحان نداریم

و خیلی اتفاقات خوب دیگه .....

چه روز خوبی

 

می دونم برات عجیبه

این همه اصراروخواهش

این همه خواستن دستات

بدون حتی نوازش

می دونم که خنده ی من

واسه تو گریه ی درده

می گذری از من و میری

اما باز من برمیگردم

می دونم برات عجیبه

من با اون همه غرورم

پیش همه ی بدی هات

چه جوری بازم صبورم؟

می دونم واست سواله

که چرا پیشت حقیرم؟

دور می شی منو نبینی

باز سراغتو می گیرم

می دونی چرا همیشه

من بدهکار تو میشم؟

وقتی نیستی ام یه جوری

با خیالت راضی میشم

می دونی واسه چی از تو

بد میبینم و می خندم

تا نبینی گریه هامو

هردو چشمامو می بندم

چاره ای جز این ندارم

آخه خون شدی تو رگ هام

می میرم اگه نباشی

بی تو من بدجوری تنهام

می دونم یه روز میفهمی

روزی که دنیارو گشتی

من چطوری تورو خواستم

تو چطور ازم گذشتی

|+| نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 21:53 |